الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
114
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
جفنة بن عمرو بوده است و براى همين به آنها آل جفنه مىگويند . آنها خانههايشان را در شرق اردن بنا كردند و گويى در ابتدا با چادرها و شترها و چارپايانشان از جايى به جاى ديگر كوچ مىكردهاند و جابيه ، جولان و جلولا و حتى جلّق در نزديكى دمشق را زير پا مىگذاشتند . ( 1 ) رومىهاى بيزانس آنها را به خود نزديك كرده و امتيازاتى به آنها بخشيدند و آنها را به عنوان سپرى بين خويش و صحرانشينان بدوى و غارت و حملههايشان قرار دادند و از آنها در جنگ با عربهاى مناذره در شهر حيرهى عراق استفاده مىكردند . ( 2 ) مستندات تاريخى محكمى در اختيار ما نيست كه تاريخ حكومت آنها را مشخص كند ؛ ولى قدر مسلّم اين است كه حكومتشان پس از سيطرهء روم بر مملكت تدمر كه در سال 273 م . آن را ويران كردند ، به وجود آمده است ؛ اما تاريخ قبل از اواخر قرن پنجم ميلادى مبهم و پيچيده است و اولين پادشاهى كه اخبار وارده دربارهء او مىتواند از جهت تاريخى اطمينانبخش باشد ؛ جبله است كه در سال 497 م . با فلسطين به جنگ پرداخت . ( 3 ) نصرانيت در بين عربهاى شام كه عبارت بودند از : غساسنة ، عاملة ، قضاعة ، كلب و جذام انتشار يافت و آنها در حدود سال پانصد ميلادى ، مذهب منوفستين يا يعاقبهاى را كه منسوب به يعقوب برادعى بود ؛ داشتند . وى معتقد بود كه مسيح داراى اقنوم واحدى است ؛ يعنى داراى طبيعت بشرى غير الهى مىباشد . ( 4 ) قبيلهء بكر بن وائل در ديار بكر كه در مسير شام به سوى عراق واقع شده بود ؛ ساكن بودند و بعد از آنها در امتداد شمال عراق ، قبايل إياد و تغلب زندگى مىكردند و نصرانيت يعقوبى هم در بين آنها نفوذ كرده بود ، بلكه بايد گفت كه نصرانيت در حيره كه نزديك كوفه قرار داشت به صورت جدى منتشر شده بود و به اهالى آنجا به خاطر عبادت خداوند ، عباديين مىگفتند ، ولى اينها غير از يعاقبه بودند و به آنها نساطره كه منسوب به نسطوريوس ، ( متوفاى سال 450 م . ) است ؛ مىگفتند . اين شخص عقيده داشت كه مسيح داراى دو اقنوم يا طبيعت است : لاهوتى و ناسوتى . در اواخر كار ايشان هم نعمان بن منذر و خواهرش هند و دخترش به نصرانيت گرويدند و هند ديرى را بنا كرد . ( 5 ) در مكه كنيزهاى رومى « 1 » و دو غلام نصرانى از منطقهء عين تمر عراق « 2 » و تعداد زيادى از
--> ( 1 ) . اسد الغابة ، ج 1 ، ص 387 . ( 2 ) . اسباب النزول ، ص 213 - 220 .